تبليغاتX
به وبلاگ میلاد خوش آمدید

به وبلاگ میلاد خوش آمدید

معین

معین عزیز

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 11:31  توسط میلاد  | 

عکسهایی از دوست عزیزم سجاد در کانادا

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:33  توسط میلاد  | 

مخور غم گذشته


گذشته ها گذشته


هرگز به غصه خوردن


گذشته برنگشته


به فکر آینده باش


دلشاد و سر زنده باش


به انتظار طلعت خورشید تابنده باش

عمر کمه صفا کن


رنج و غمو رها کن


اگه نباشه دریا


به قطره اکتفا کن

عمر کمه صفا کن


گذشته رو رها کن


اگه نباشه دریا


به قطره اکتفا کن


به قطره اکتفا کن


قسمت تو همین بوده


که بر سرت گذشته


نکن گلایه از فلک


این کار سرنوشته

عمر کمه صفا کن


رنج و غمو رها کن


اگه نباشه دریا


به قطره اکتفا کن


زندگی شاد است ,غمگینش مکن


با غمه بیهوده تو سنگینش مکن


قلبه چون آیینه ات را صاف کن


با دو رنگیها تو رنگینش مکن


عمر گران می گذرد


خواهی نخواهی


سعی بر آن کن نرود رو به تباهی


مطلب دل را طلب از سوی خدا کن


زان که بود رحمت او، لایتناهی

عمر کمه صفا کن


رنج و غمو رها کن


اگه نباشه دریا


به قطره اکتفا کن

ای تو بهانه واسه موندن


ای نهایت رسیدن


ای تو خود لحظه بودن


تا طلوع صبح خورشید و دمیدن

 
ای همه خوبی همه پاکی


تو کلام آخر من


ای تو پر از وسوسه عشق


تو شدی تمامی زندگی من 

اسم تو هر چی که میگم


همه تکرار تو حرفهای دل من


چشم تو هر جا که میرم


جاری تو چشمهای منتظر من 

 

 

ای تو بهانه واسه موندن


ای نهایت رسیدن


ای تو خود لحظه بودن


تو طلوع صبح خورشید رو دمیدن 

 

تو رو اون لحظه که دیدم


به بهانه هام رسیدم


از تو تصویری کشیدم


که اون و هیچ جا ندیدم


تو رو از نگات شناختم


قصه از عشق تو ساختم


تو رو از خودت گرفتم


با تو یک خاطره ساختم 

ای تو بهانه واسه موندن


ای نهایت رسیدن


ای تو خود لحظه بودن


تو طلوع صبح خورشید رو دمیدن


ای همه خوبی همه پاکی


تو کلام آخر من


ای تو پر از وسسه عشق


تو شدی تمامی زندگی من


 تنه رود همهمه آب ، من پر از وسوسه خواب


واسه رویای رسیدن، منه بی حوصله بی تاب


میونه باور و تردید ، میونه عشق و معما


با تو هر نفس غنیمت، با تو هر لحظه یه دنیا



با تو پر شور و نشاطم ، تو هیاهوی نگاتم


تو یه آوازه قشنگی ، من تو آهنگه صداتم



مثله خنده رو لباتم ، مثله اشک رو گونه هاتم


تو رو میبوسم و انگار شاعره شعره چشاتم



دشت پونه های وحشی ، رنگ التماس و خواهش


موج خاکستری باد ، شعله ی گرم نوازش



بیا گلواژه ی عشقو با تو همصدا بخونم


تو رو دوست دارم و ای کاش تا ابد


با تو بمونم


تنه رود همهمه آب،من پر از وسوسه خواب


واسه رویای رسیدن، من بی حوصله بیتاب



میونه باور و تردید، میونه عشقو معما


با هر نفس غنیمت، با تو هر لحظه یه دنیا



با تو پر شورو نشاطم، تو حیاهوی نگاتم


تو یه آوازه قشنگی، من تو آهنگه صداتم



مثله خنده رو لباتم، مثله اشک رو گونه هاتم


تو رو میبوسم و انگار شاعره شعره چشاتم



دشت پونه های وحشی، رنگ التماس و خواهش


موج خاکستری باد، شعله گرم نوازش



بیا گلواژه عشقو با تو همصدا بخونم


تو رو دوست دارم و ای کاش تا ابد


با تو بمونم.

 

براي روز ميلاد تن من،


نمي خوام پيرهن شادي بپوشي


به رسم عادت ديرينه حتي،


برايم جام سرمستي بنوشي


براي روز ميلادم اگر تو،


به فکر هديه اي ارزنده هستي


منو با خود ببر تا اوج خواستن،


بگو با من که با من زنده هستي


که من بي تو نه آغازم نه پايان،


تويي آغاز روز بودن من


نذار پايان اين احساس شيرين،


بشه بي تو غم فرسودن من


نمي خوام از گلهاي سرخابي،

 
برايم تاج خوشبختي بياري


به ارزشهاي ايثار محبت،


به پايم اشک خوشحالي بباري


بذار از داغي دستهاي تنها،


بگيره هرم گرما بستر من


بذار با تو بسوزه جسم خستم،


ببيني آتش و خاکستر من


اي تنها نياز زنده موندن،


بکش دست نوازش بر سر من


به تن کن پيرهني رنگ محبت،


اگه خواستي بيايي ديدن من


که من بي تو نه آغازم نه پايان،


تويي آغاز روز بودن من


نذار پايان اين احساس شيرين،


بشه بي تو غم فرسودن من


يكي را دوست مي دارم ، ولي افسوس او هرگز نمي داند


نگاهش مي كنم ،شايد بخواند از نگاه من ، كه او را دوست دارم


ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند ‹ و ا ي ›



به برگ گل نوشتم من ، كه او را دوست مي دارم


ولي افسوس ، او گل را به زلف كودكي آويخت ، تا او را بخنداند


صبا را ديدم و گفتم صبا ، دستم به دامانت


بگو از من به دلدارم ، تو را من دوست مي دارم


ولي ناگه ، ز ابر تيره برقي جست و روي ماه تابان را بپوشانيد



من به خاكستر نشيني ، عادت ديرينه دارم


سينه مالا مال درد ، اما دلي بي كينه دارم


پاكبازم من ولي ، در آرزويم عشق بازي


مثل هر جنبنده اي ، من هم دلي در سينه دارم


من عاشق ، عاشق شدنم


در كدامين مكتب و مذهب ، جرم است پاكبازي


در جهان ، صدها هزاران پاكباز ، در سينه دارم


كار هر كس نيست مكتب داري اين پاكبازان


هديه از سلطان عشق ، بر هر دو پايم پينه دارم


من عاشق ، عاشق شدنم


من از بيراهه هاي هله بر مي گردم و آواز شب دارم


هزار و يك شبي ديگر ، نگفته زير لب دارم


مثال كوره مي سوزد تنم از عشق ، اميد طَرب دارم


حديث تازه اي از عشق مردان حَرب دارم


من عاشق عاشق شدنم ، من عاشق عاشق شدنم


من به خاكستر . . .

 باز آمدم از راه سفر، يک بار دگر، در

 

 خانه تو


گل داده باز گلخونه دل از بوي تو و

 

دردونه تو


سر مي نهد اين خانه بدوش، شاداب و خموش، بر

 

 شونه تو


پر مي کند از باده شوق، چشمون خدا پيمونه

 

 تو



باز امشب اين ديوونه دل، بر بام و بر سر

 

 ميزنه


غم اومده تا پشت در باز حلقه بر در مي

 

 زنه


ياد تو و دوري تو، آتيش به جونم ميزنه


من مي روم اما دلم، در سينه پر پر ميزنه


سر داد باز اين بيخونه اين ويرونه دل


باز امشب اين ديوونه درد، بر بام و بر سر

 ميزنه

 

اگه داشتم تو رو دنيام يه صفاي ديگه داشت


شب عشقم واسه من حال و هواي ديگه داشت


اگه داشتم تو رو رسواي عبادت مي شدم


دلم اين خسته عاشق يه خداي ديگه داشت

اگه داشتم تو رو اون قصه نويس


واسه من يه قصه هاي ديگه داشت


مي دونم زندگي اينجوري نبود


مرد عاشق يه شبهاي ديگه داشت



اگه داشتم تو رو اون ميخونه که جاي منه


شبها اونجا جاي من يه بينواي ديگه داشت


نمي گم با تو واسم، گريه ديگه گريه نبود


با تو اين زمزمه ها يه هاي هاي ديگه داشت



مي دونم پيش تو آروم مي شدم حتي اگه


قهر و نازت واسه من درد و بلاي ديگه داشت


اگه يارم مي شدي، صاحب دنيات مي شدم


فکر نکن چشمهاي تو يه آشناي ديگه داشت


 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:52  توسط میلاد  | 

مقدمه

سلام دوستان به وبلاگ خودتون که میتونید تمام آلبوم های معین عزیز رو گوش

 کنید خوش آمدید

 

                      

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:57  توسط میلاد  | 

لحظه ها

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:49  توسط میلاد  | 

پرواز

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:48  توسط میلاد  | 

معما

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:47  توسط میلاد  | 

پنجره

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:39  توسط میلاد  | 

تولد عشق

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:38  توسط میلاد  | 

مسافر

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:33  توسط میلاد  | 

پریچه

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:32  توسط میلاد  | 

نماز

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:30  توسط میلاد  | 

اصفهان

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:28  توسط میلاد  | 

بتو می اندیشم

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:20  توسط میلاد  | 

صبحت بخیر عزیزم

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:18  توسط میلاد  | 

بی بی گل

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:17  توسط میلاد  | 

یکی را دوست میدارم

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:16  توسط میلاد  | 

سفر

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:15  توسط میلاد  | 

هوس

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:14  توسط میلاد  | 

کعبه

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:13  توسط میلاد  | 

سفر (هایده و معین)

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:11  توسط میلاد  | 

آرزو

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 18:9  توسط میلاد  |